جنایت های ما در خرمشهر: خاطرات افسران عراقی از جنگ خرمشهر
گردآورنده کتاب : محمد نبی ابراهیمی
موضوع: جنگ ایران و عراق، ۱۳۶۷ - ۱۳۵۹ - زندان و زندانیان - خاطرات
پانصد و هفتاد و چهارمین کتاب از مجموعه كتابهاي دفتر ادبيات و هنر مقاومت حوزه هنري، «جنایتهای ما در خرمشهر»، حاوی 15 خاطره از افسران عراقی است. این کتاب با ترجمه محمدنبی ابراهیمی بعد از گذشت سالها از آزادسازی خرمشهر توسط انتشارات سوره مهر در قطع رقعی و 187 صفحه و با شمارگان 2500 نسخه منتشر شده است.

اولین خاطره «چرا خرمشهر؟» از سرهنگ دوم ستاد ثامر احمد الفلوجی است، احمد الفلوجی در این خاطره از ترس دولت عراق و تأثیر انقلاب اسلامی بر روی شیعیانش و همچنین از تصمیم نیروهای نظامی ارتش حزب بعث و جلسهی طراحی عملیات اشغال خرمشهر در ساختمان وزارت دفاع سخن میگوید.
سومین خاطره از سروان سعدی فرحان الکرخی و با عنوان «جنایتهای ما در خرمشهر» است. او در ابتدای خاطرهاش از چگونگی ورود به خرمشهر و جنایتهای ارتش صدام سخن به میان میآورد.
دو خاطره «خرمشهر و آن دوران سیاه» و «چرا و چگونه خرمشهر اشغال شد؟» از سرهنگ دوم ستاد سلام دوری الدلیمی است. وی که در حمله به خرمشهر از افراد تیپ دهم زرهی بود.
ششمین خاطره از سرگرد هانی السامرائی و «قبل از آنکه توفان بوزد، مرا تهدید به اعدام کردند» نام دارد.
خاطرههای بعدی با عناوین «خرمشهر چگونه آزاد شد؟»، «فصلی خاص درباره سرهنگ احمد زیدان» و «علل موفقیت نیروی اسلامی در آزادسازی خرمشهر و چگونگی آن» از سرهنگ ستاد فکری حسین است. او در خاطرههایش از چگونگی فتح خرمشهر توسط نیروهای ایران، تسلیم گروهی فرماندهان عراق به رزمندگان ایران، دستیابی نیروهای ایرانی به غنیمتهای بسیار از جمله خودروهای زرهی، انواع توپ، خمپاره، دستگاههای بیسیم و مهمات مختلف، سرهنگ احمد زیدان، فرمانده تیپ 113 پیاده، و فرار او از خرمشهر؛ وی همچنین در ادامهی خاطراتش به نتایج آزادسازی خرمشهر و اسامی فرماندهان عالیرتبه ارتش صدام که در عملیات آزادسازی خرمشهر به دست نیروهای ایران اسیر شدهاند، اشاره میکند.
خاطرههای بعدی با عناوین «قتل عام خانواده مؤمن»، «تغییر هویت و محور ارزشها» از سرهنگ دوم سلمان صفر درویش است. سروان سعد مصاول الکریم خاطرههای خودش را با عناوین «انهدام یک کارخانه بزرگ» و «انفجار ایستگاه فشار قوی برق» بیان کرده است. او در خاطرهاش به انهدام پلها و ساختمانهای دولتی، انفجار ایستگاههای فشار قوی برق شهر خرمشهر توسط مواد منفجره و قطع ارتباطات برقی و تلفنی محمره [خرمشهر] با دیگر شهرهای ایران اشاره میکند و هدفشان از این کار ایجاد یک دیواره دفاعی در این شهر ذکر میکند.
چهاردهمین خاطره در کتاب «جنایتهای ما در خرمشهر» از سرهنگ دوم منیر مروان العبیدی و با عنوان «سرقت خودروها از خرمشهر» است و به خیانتهای افسران عراقی به همدیگر برای جمعآوری غنائم و اعدام افسران اشاره میکند.
آخرین خاطره، «تعدی به زنان در خرمشهر» و از سرگرد کمال طه العامری است. او از جنایات و تجاوزاتش به دختران و زنان این شهر و همچنین اجازه فرماندهی و خود صدام حسین مبنی بر انجام هر گونه جنایت در این شهر حتی تعدی به زنان و غیرنظامیان سخن به میان میآورد.
در انتهای کتاب نیز اسناد و عکسهایی از جنایات ارتش صدام در طول اشغال خرمشهر آورده شده است.
خاطرات این افسران دلالت بر مظلومیت این شهر دارد؛ جنایتهای بسیاری در شب اشغال و طی گذشت ایام واقع شد و دستورات نظامی ارتکاب به جنایت را تشویق میکرد؛ حتی فرماندهی کل نسبت به وقوع این جنایتها چشمپوشی میکرد و چنین برخوردی موجب تشویق افسران برای انجام اقداماتی شد که شایسته عرف و اخلاق اجتماعی نبود. به همین دلیل، این خاطرات منتشرشده اسناد انکارناپذیر علیه رژیم بعث عراق است که قصد داشت آن شهر را ویران کرده و حقوق آن را مصادره کند و همچنین قصد داشت تا واقعیتهای تاریخی و جغرافیایی را انکار کند و مفاهیم و تاریخ جدیدی را بنیان گذارد.
«کتاب حاضر، در کتابخانه عمومی ولایت برای اعضاء و علاقه مندان موجود می باشد»
برچسب:
نویسنده: سجاد زمانی